پایگاه خبری اتقان -  قرآنی، فرهنگی، اجتماعی
فارسی
العربی
English
 » 
چهارشنبه ٣٠ خرداد ١٣٩٧  -  
گروه های خبری
اخبار قرآنیاجتماعیاخبار حوزه
گزارش
مصاحبه
مقاله
گزارش تصویری
ورود به پورتال "اتقان"
ورود به سیستم
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:




گروه خبر:  مقاله, اخبار برگزیده روز , خبر ویژه اخبار قرآنی, صفحه اصلی اخبار قرآنی, اخبار ویژه سایت اتقان ١٢:٠٧   1396/06/04 شماره خبر:  ١٦١٦١
نسخه چاپي ارسال به دوست
 
مهم‌ترین دلیل اختلاف طبقاتی/ چرا برخی ثروتمندان طغیانگر می‌شوند؟
خداوند در قرآن به یکی از عوامل مهم زندگی طبقاتی، ناتوانی شدید طبقه زحمتکش و طغیان اشراف اشاره و مسلمانان را از آن نهی کرده است.

مهم‌ترین دلیل اختلاف طبقاتی/ چرا برخی ثروتمندان طغیانگر می‌شوند؟

به گزارش پایگاه خبری اتحادیه تشکل‌های قرآن و عترت کشور «اتقان» آیت‌الله مکارم شیرازی در جلد 1 تفسیر نمونه ذیل آیه 275 سوره مبارکه «بقره» به بلا و زیان‌های ربا اشاره کرده که متن آن در ادامه می‌آید؛

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 

«الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لَا یَقُومُونَ إِلَّا کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ۚ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا ۗ وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا ۚ فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَیٰ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَی اللَّهِ ۖ وَمَنْ عَادَ فَأُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛ کسانی که ربا می‌خورند، (در قیامت) مانند کسی که بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده (و تعادل خود را از دست داده) بر می‌خیزند. این، بخاطر آن است که گفتند: «بیع (و داد و ستد) مانند ربا است» در حالی که خدا بیع را حلال کرده، و ربا را حرام. (زیرا فرق میان این دو، بسیار است) و اگر کسی اندرزی از جانب پروردگارش به او رسد، و (از رباخواری) خودداری کند، سودهای پیشین (و قبل از تحریم) از آن اوست، و کار او به (عفو) خدا واگذار می‌شود امّا کسانی که (به ربا خواری) بازگردند اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود». (بقره/ 275)

 به دنبال بحث درباره انفاق در راه خدا و بذل مال برای حمایت از نیازمندان، در این آیات از مسأله رباخواری که درست بر ضد انفاق است، سخن می‌گوید و در حقیقت هدف آیات گذشته را تکمیل می‌کند، زیرا:

 رباخواری موجب افزایش فقر در جامعه، تراکم ثروت در دست عده‌ای محدود و محرومیت اکثر افراد اجتماع، پیدایش بخل، کینه، نفرت و ناپاکی است.

 و انفاق سبب پاکی دل، طهارت نفوس و آرامش جامعه است.

 این آیات با شدت تمام، ممنوعیت حکم ربا را شرح می‌دهد ولی از لحن آن پیدا است که قبل از آن درباره ربا گفتگوهایی شده است و با توجه به تاریخ نزول سوره‌های قرآن، مطلب همین گونه است.

 زیرا در سوره «روم» که طبق ترتیب نزول قرآن سی‌امین سوره‌ای است که در «مکّه» نازل شده سخن از ربا به میان آمده و در هیچ یک از سوره‌های «مکّی» غیر از آن، به مطلبی درباره ربا برخورد نمی‌کنیم ولی در آن سوره، کلام درباره ربا تنها به صورت اندرز اخلاقی آمده، می‌فرماید: رباخواری در پیشگاه پروردگار کار پسندیده‌ای نیست، وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ رِباً لِیَرْبُوَا فی أَمْوالِ النّاسِ فَلایَرْبُوا عِنْدَ اللّهِ: «و آنچه به عنوان ربا می‌پردازید تا اموال مردم فزونی یابد نزد خدا فزونی نخواهد یافت». از نظر افراد کوته بین ممکن است ثروت به وسیله رباخواری زیاد گردد اما در پیشگاه خداوند چیزی بر آن افزوده نخواهد شد.

 و بعد از هجرت در سه سوره دیگر از سوره‌هایی که در «مدینه» نازل شده بحث از ربا به میان آمده است که به ترتیب عبارتند از سوره «بقره»، «آل‌عمران» و «نساء».

 گر چه سوره «بقره» قبل از «آل‌عمران» نازل شده، اما بعید نیست خصوص آیه 130 سوره «آل عمران» که حکم صریح تحریم ربا را بیان می‌کند قبل از سوره «بقره» و آیات فوق نازل شده باشد.

 به هر حال این آیه و سایر آیات مربوط به ربا، هنگامی نازل شد که رباخواری با شدت هر چه تمام‌تر در «مکّه» و «مدینه» و جزیره عربستان رواج داشت، و یکی از عوامل مهم زندگی طبقاتی و ناتوانی شدید طبقه زحمتکش و طغیان اشراف بود و لذا مبارزه قرآن با ربا بخش مهمی از مبارزات اجتماعی اسلام را تشکیل می‌دهد.

 با توجه به این نکته به تفسیر آیه می‌پردازیم:

 نخست در یک تشبیه گویا و رسا، حال رباخواران را مجسم می‌سازد، می‌فرماید: «کسانی که ربا می‌خورند، (در قیامت از جای) بر نمی‌خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان با او، دیوانه شده» نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند، گاه به زمین می‌خورد و گاه بر می‌خیزد (الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لایَقُومُونَ إِلاّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ).

 در این جمله شخص رباخوار، تشبیه به آدم مصروع یا دیوانه بیمار گونه‌ای شده که به هنگام راه رفتن قادر نیست تعادل خود را حفظ کند و به طور صحیح گام بر دارد.

 آیا منظور ترسیم حال آنان در قیامت و به هنگام ورود در صحنه رستاخیز است؟ یعنی آنها به هنگام ورود در عرصه محشر به شکل دیوانگان و مصروعان محشور می‌شوند؟

 اکثر مفسران این احتمال را پذیرفته‌اند.

 ولی بعضی می‌گویند: منظور تجسم حال آنها در زندگی این دنیا است، زیرا عمل آنها همچون دیوانگان است، آن‌ها فاقد تفکر صحیح اجتماعی هستند و حتی نمی‌توانند منافع خود را در نظر بگیرند، و مسائلی مانند تعاون، همدردی، عواطف انسانی، نوع دوستی برای آنها، مفهومی ندارد و پرستش ثروت آن چنان چشم عقل آنها را کور کرده که نمی‌فهمند استثمار طبقات زیر دست، و غارت کردن دسترنج آنان بذر دشمنی را در دل‌های آنها می‌پاشد، و به انقلاب‌ها و انفجارهای اجتماعی که اساس مالکیت را به خطر می‌افکند، منتهی می‌شود، و در این صورت، امنیت و آرامش در چنین اجتماعی وجود نخواهد داشت، بنابراین او هم نمی‌تواند راحت زندگی کند، پس مشی او مشی دیوانگان است.

 اما از آنجا که وضع انسان در جهان دیگر، تجسمی از اعمال او در این جهان است، ممکن است آیه اشاره به هر دو معنی باشد، آری، رباخواران که قیامشان در دنیا بی‌رویه، غیر عاقلانه و آمیخته با «ثروت‌اندوزی جنون آمیز» است، در جهان دیگر نیز بسان دیوانگان محشور می‌شوند.

 جالب این که در روایات معصومین (علیهم السلام) به هر دو قسمت اشاره شده است در روایتی در تفسیر آیه می‌خوانیم: امام صادق (علیه السلام) فرمود: آکِلُ الرِّبا لایَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیا حَتّی یَتَخَبَّطَهُ الشَّیْطانُ: «رباخوار از دنیا بیرون نمی‌رود مگر این که به نوعی از جنون مبتلا خواهد شد».

 و در روایت دیگر برای مجسم ساختن حال رباخوارانِ شکمباره که تنها به فکر منافع خویش‌اند و ثروتشان وبال آنها خواهد شد، از پیامبر (صلی الله علیه وآله) چنین نقل شده: «هنگامی که به معراج رفتم دسته‌ای را دیدم به حدی شکم آنان بزرگ بود که هر چه جدیت می‌کردند برخیزند و راه روند، برای آنان ممکن نبود، و پی در پی به زمین می‌خوردند، از جبرئیل سؤال کردم اینها چه افرادی هستند و جرمشان چیست؟ جواب داد: این‌ها رباخواران هستند».

 حدیث اول، حالت آشفتگی انسان را در این جهان منعکس می‌سازد و حدیث دوم، حالات رباخواران در صحنه قیامت را بیان می‌کند و هر دو مربوط به یک حقیقت است، همان طور که افراد پرخور، فربهی زننده و بی‌رویه‌ای پیدا می‌کنند، ثروتمندانی که از راه رباخواری فربه می‌شوند، نیز زندگی اقتصادی نا سالمی دارند که وبال آنها است.

 آیا سرچشمه جنون، شیطان است؟

 در اینجا سؤالی پیش می‌آید و آن این است: آیا سرچشمه جنون و صرع از شیطان است که در آیه بالا به آن اشاره شده است، با این که می دانیم صرع و جنون از بیماری‌های روانی هستند و غالباً عوامل شناخته شده‌ای دارند.

 

پاسخ:

 جمعی معتقد هستند: تعبیر «مسّ شیطان» کنایه از بیماری روانی و جنون است و این تعبیر در میان عرب معمول بوده نه این که واقعاً شیطان تأثیری در روح انسان بگذارد.

 ولی هیچ بعید نیست بعضی از کارهای شیطانی و اعمال بی‌رویه و نادرست، سبب یک نوع جنون شیطانی گردد، یعنی به دنبال آن اعمال، شیطان در شخص اثر بگذارد و تعادل روانی او را بر هم زند از این گذشته، اعمال شیطانی و نادرست هنگامی که روی هم متراکم گردد اثر طبیعی آن از دست رفتن حسّ تشخیص صحیح و قدرت بر تفکر منطقی می‌باشد.

 پس از آن به گوشه‌ای از منطق رباخواران اشاره کرده، می‌فرماید: «این به خاطر آن است که آنها گفتند: بیع هم مانند ربا است» و تفاوتی میان این دو نیست (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا).

 یعنی هر دو از انواع مبادله است که با رضایت طرفین انجام می‌شود.

 ولی قرآن در پاسخ آنها می‌گوید: چگونه این دو ممکن است یکسان باشد؟ «حال آن که خداوند بیع را حلال کرده و ربا را حرام» (وَ أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا).

 مسلماً این تفاوت، دلیل و فلسفه‌ای داشته که خداوند حکیم، به خاطر آن چنین حکمی را صادر کرده است، قرآن در این باره توضیح بیشتری نداده و شاید به خاطر وضوح آن بوده است، زیرا:

 اولاً ـ در خرید و فروش معمولی، هر دو طرف به طور یکسان در معرض سود و زیان هستند، گاهی هر دو سود می‌کنند و گاهی هر دو زیان، گاهی یکی سود و دیگری زیان می‌کند در حالی که در «معاملات ربوی» رباخوار هیچ گاه زیان نمی‌بیند و تمام زیان‌های احتمالی بر دوش طرف مقابل سنگینی خواهد کرد و به همین دلیل است که مؤسسات ربوی روز به روز وسیع‌تر و سرمایه‌دارترمی شوند و در برابر تحلیل رفتن طبقات ضعیف بر حجم ثروت آنها دائماً افزوده می‌شود.

 ثانیاً ـ در تجارت و خرید و فروش معمولی، طرفین در مسیر «تولید و مصرف» گام بر می‌دارند، در صورتی که رباخوار هیچ عمل مثبتی در این زمینه ندارد.

 ثالثاً ـ با شیوع رباخواری سرمایه‌ها در مسیرهای ناسالم می‌افتد و پایه‌های اقتصاد که اساس اجتماع است متزلزل می‌گردد، در حالی که تجارت صحیح موجب گردش سالم ثروت است.

 رابعاً ـ رباخواری منشأ دشمنی‌ها و جنگ‌های طبقاتی است، در حالی که تجارت صحیح چنین نیست و هرگز جامعه را به زندگی طبقاتی و جنگ‌های ناشی از آن سوق نمی‌دهد.

 سپس راه را به روی توبه کاران باز گشوده، می‌فرماید: «هر کس اندرز الهی به او رسد و (از رباخواری) خودداری کند، سودهایی که در سابق (قبل از حکم تحریم ربا) به دست آورده مال او است و کار او به خدا واگذار می‌شود» و گذشته او را خدا خواهد بخشید (فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهی فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَی اللّهِ).

«اما کسانی که (به خیره سری ادامه دهند) و به رباخواری باز گردند (و این گناه را همچنان ادامه دهند) آن‌ها اهل دوزخ‌اند و جاودانه در آن می‌مانند» (وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ).

 در جمله قبل تصریح شده بود، این قانون مانند هر قانون دیگر گذشته را شامل نمی‌شود، و به اصطلاح عطف به ما سبق نمی‌گردد، زیرا اگر قانون بخواهد زمان قبل از تشریع خود را شامل شود، مشکلات فراوانی در زندگی مردم به وجود می‌آید، به همین دلیل، همیشه قوانین از زمانی که رسمیت می‌یابد، اجرا می‌شود.

 البته معنی این سخن آن نیست که اگر رباخواران طلب‌هایی از افراد داشتند می‌توانستند بعد از نزول آیه چیزی بیش از سرمایه خود از آنها بگیرند، بلکه منظور این است سودهایی که قبل از نزول آیه گرفته‌اند بر آنها مباح شده است.

 جمله «وَ أَمْرُهُ اِلَی اللّهِ» گر چه ظاهرش این است که آینده این گونه افراد از نظر عفو و مجازات روشن نیست، بلکه بسته به لطف الهی است، ولی با توجه به جمله قبل از آن (فَلَهُ ما سَلَفَ)، معلوم می‌شود منظور همان عفو است، گویا اهمیت گناه ربا سبب شده است که حتی حکم عفو درباره کسانی که قبل از نزول آیه دست به این کار زده‌اند به طور صریح گفته نشود.

 در معنی این جمله، احتمالات دیگری نیز داده‌اند که چون بر خلاف ظاهر بود از نقل آن صرف نظر شد.

 در پایان این آیه، اشاره به عذاب جاویدان شده بود، با این که می‌دانیم چنین عذابی مخصوص کفار است، نه افراد با ایمان گنهکار، گویا این تعبیر اشاره به آن است: رباخوارانی که اصرار بر خوردن ربا دارند، ایمان درستی ندارند، چرا که با این قانون مسلّم الهی که مخالفت با آن، همچون جنگ با خداوند است به مخالفت برخاسته‌اند.

 و یا این که رباخواری مستمر و دائم سبب می‌شود آنها بدون ایمان از دنیا بروند و عاقبتشان تیره و تار گردد.

 این احتمال نیز وجود دارد که: خلود در اینجا مانند آیه 93 سوره «نساء» که حکم عذاب جاودان و خلود را درباره قاتلان افراد بی‌گناه ذکر کرده، به معنی مجازات طولانی باشد نه ابدی و جاویدان.

 منبع: فارس

 
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: