پایگاه خبری اتقان -  قرآنی، فرهنگی، اجتماعی
فارسی
العربی
English
 » 
جمعه ٠١ تير ١٣٩٧  -  
گروه های خبری
اخبار قرآنیاجتماعیاخبار حوزه
گزارش
مصاحبه
مقاله
گزارش تصویری
ورود به پورتال "اتقان"
ورود به سیستم
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:




گروه خبر:  مصاحبه, اخبار برگزیده روز , صفحه اصلی اخبار قرآنی, اخبار ویژه سایت اتقان ١٢:٢٦   1397/03/07 شماره خبر:  ١٩٤٩٦
نسخه چاپي ارسال به دوست
 
30 کج فهمي رايج در آموزش عمومي قرآن / بخش پایانی
رضا نباتی، كارشناس برنامه درسي قرآن دفتر تأليف كتب درسي و از مؤلفين كتاب هاي درسي قرآن وزارت آموزش و پرورش در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری «اتقان» قرار داده است، به نقد کج فهمی های رایج در آموزش قرآن دوره ابتدایی پرداخته است

 30 کج فهمي رايج در آموزش عمومي قرآن / بخش  پایانی

به گزارش اتقان؛ رضا نباتی، كارشناس برنامه درسي قرآن دفتر تأليف كتب درسي و از مؤلفين كتاب هاي درسي قرآن وزارت آموزش و پرورش در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری «اتقان» قرار داده است، به نقد کج فهمی های رایج در آموزش قرآن دوره ابتدایی پرداخته است.

در ادامه بخش سوم و پایانی این یادداشت تقدیم حضور می شود:

هفدهمين كج فهمي : تأكيد بر آموزش و تعميم قواعد به جاي پرداختن به تمرين و مهارت آموزي

17- پرهيز از نگاه تربيتي غرب به فعاليت هاي قرآني

با توجه به هجمه فرهنگي و رسانه‌اي غرب و تعبير مقام معظم رهبري مبني بر اين که « ما در حال گذر از يک پيچ تاريخي هستيم »، ما نياز داريم اين پيچ تاريخي را با بصيرت و به سلامت طي کنيم، اما متأسفانه در چند دهه اخير در آموزش و فعاليت هاي قرآني كشور، به صورت خواسته يا ناخواسته دچار يک عقب‌ماندگي تاريخي شده ايم؛ علت اين عقب‌ماندگي را نيز ميتوان در تقليد از سيستم‌هاي نادرست آموزشي و تربيتي غرب دانست که در اثر بي‌توجهي به موضوعاتي چون «فطرت»، «حکمت», «معرفت» و ارزش هاي والاي الهي - انساني که همه منبعث از قرآن كريم است، دانست.

در واقع ما به جاي آن که با مطالعه دقيق دستاوردهاي علمي، از آن استفاده سنجيده اي داشته باشيم و به تعبير صحيح‌تر آن را بومي کنيم، اغلب مغلوب فرهنگ غرب شده و چشم وگوش بسته آن را پذيرفته‌ايم؛ چه بسا ما در فعاليت هاي قرآني هم از چنين ديدگاه‌هايي بهره مي جوييم. حاصل چنين رويه اي، بروز تضادهاي تربيتي در جامعه، به خصوص در ميان قشر جوان و تحصيل کرده است.

طبق فرمايش پيامبر اعظم(ص) که مي فرمايند، « فَـاِذَا الـتَـبَـسَت عَـلَيـكُـمُ الـفِـتَـن كَـقِـطَـعِ اللَـيـلِ الـمُظـلِم , فَـعَـلَيـكُم بِالـقُرآنِ » ( هنگامي که فتنه‌هاي زمانه شما را در برگرفت، بر شما باد که مانند پاره هاي شب تار به قرآن کريم مراجعه و از آن کمک بگيريد.) بايد از قرآن استعانت بجوييم؛ اما « به راستي آيا امروز آموزش ها و فعاليت هاي قرآني کشور، توان چنين کمکي را به دين خدا دارد؟! »

هجدهمين كج فهمي : ترويج آموزش قرآن با رويكرد تربيت غربي

18- نگاه فرهنگي به آموزش و فعاليت هاي قرآني

همواره ناتواني مردم در خواندن قرآن کريم را صرفاً به آموزش و روش هاي ياددهي يادگيري آن نسبت مي دهيم، غافل از اين که اغلب مردم ما در دوران مدرسه با روخواني قرآن آشنا شده و دوره ديده اند. پس لزومي به تکرار آموزش ندارند. در حقيقت هزينه حتي يک ريال براي آموزش روخواني قرآن هم, اسراف بيت المال محسوب مي شود؛ زيرا مشکل اصلاً در اين جا نيست, بلکه اين مشکل يک مشکل فرهنگي است, يعني نخواندن قرآن, يعني عدم انس با قرآن كريم؛ و اين مشکل با آموزش حل نمي شود؛ اين مشکل ريشه در کم توجهي معلمان و متوليان قرآني به موضوع فرهنگي انس دائمي با قرآن كريم دارد. در اين زمينه چقدر کار کرده‌ايم؟ شايد تنها برنامه مؤثر در اين زمينه « طرح تلاوت نور مساجد» باشد و نيز تلاوت روزانه قرآن کريم در ماه مبارک رمضان ( که البته با توجه به مسائلي که گفته شد به دليل تک ساحتي بودن هريک از آنها، توفيق آنها نيز در ساير زمان ها چندان مشهود نيست. )

نوزهمين كج فهمي : توجه بيش از حد به امر « آموزش » به جاي نگاه فرهنگي و تربيتي

د - باورهاي غلط در حوزه « رسانه و مواد آموزشي »

19- « قرآن، کتابي براي همه فصول »

بخش مهمي از کارکرد قرآن کريم در جامعه امروز، نسبت به صدر اسلام و زمان اهلبيت(ع) تغيير کرده است؛ شواهد نشان مي دهد که از همان ابتداي آموزش خواندن، به جاي پرداختن به آموزش عمومي قرآن يعني استفاده از قرآن کريم به عنوان کتاب زندگي، سوگيري ما به سمت پرداختن به شناسايي و تشويق قاري و حافظ قرآن کريم؛ يعني قهرمان پروري است. قرائت و حفظي که بايد به عنوان هدف آلي (ابزاري) باشد، به هدف غايي و آرماني تبديل شده است؛ و اين هم از باورهاي غلط است. نظريه « هوش هاي يادگيري» (هوارد گاردنر) ثابت مي کند که هدف قهرمان پروري در حد خود مي تواند موفق باشد؛ اما قابليت تعميم پذيري ندارد و به عبارت ديگر قهرمانان هميشه در فکر شکست ديگران هستند. تجربه جمهوري اسلامي نشان مي‌دهد نگاه تک ساحتي به فعاليت هاي قرآني، مدال هاي رنگارنگ قهرماني جهاني را براي متسابقين قرآني به ارمغان داشته است؛ اما آيا در کنار اين رويش ها هرگز به ريزش ها و علل آن توجه کرده ايم ؟

بيستمين كج فهمي : جابجايي اهداف غايي و ابزاري در برنامه ريزي درسي و آموزشي

20 - « عمل بي علم »

بايد عقلاي تعليم و تربيت ديني و علماي يادگيري و کارشناسان قرآني در مجامع علمي مشترک بنشينند و آيات و فرازهاي شريف قرآن کريم را « بر اساس نياز هر گروه سني » دسته بندي کنند و فرازهايي را که براي مخاطبان خاص، «معنادار» است. ( يعني مبتني بر نيازهاي امروزي هر گروه سني است) احصاء و اولويت بندي کنند و آن گاه براي آموزش اين فرازها، آيات و سور، ظرفيت مورد نظر را هم از حيث طراحي محتوا و هم روش آموزش، توليد و تدوين کنند. در حال حاضر بر خلاف چنين رويه اي عمل مي شود؛ و طبيعي است که نتيجه ايده‌آلي عايد نخواهد شد.

بيست ويكمين كج فهمي : اتخاذ رويه « عمل بدون پشتوانه فكر و كارشناسي »

21- اصلاح در رويکردهاي آموزشي

امام خميني فرمودند : « تربيت, بايد قرآني باشد و بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند. » با عنايت به اين گونه تعابير, كه در اسناد تحولي به كرات مورد تأكيد قرار گرفته, رويکردهاي آموزشي کنوني بايد اصلاح شود؛ « رويکرد » چتر حاکم بر برنامه هاي درسي و آموزشي اعم از اهداف، محتوا، روش آموزش، ارزش يابي و ... است. يکي از باورهاي غلط در حوزه آموزش قرآن، اتخاذ رويکرد آموزش روخواني و روان خواني کل قرآن در (مثلاً) 20 جلسه است، اين رويکرد که در تمامي آموزش هاي قرآن کشور مطرح مي شود، از نظر منطق برنامه و هدف نويسي « نه ضرورت » دارد و « نه امکان » اما به دليل موروثي بودنش هميشه مطرح است.

و نيز از آن جا که خواندن و فهميدن دو روي يک سکه هستند ( و اين از باورهاي غلط است که اين دو را از هم جدا مي دانيم. ) مهم ترين کاري که در زمينه آموزش قرآن بايد صورت پذيرد اين است که در برنامه ريزي ها در کنار توجه به جنبه آموزش مهارتهاي خواندن مانند؛ قرائت و حفظ، موضوع « تربيت » به عنوان محور برنامه ريزي و هدف نويسي مورد توجه قرار گيرد.

بيست و دومين كج فهمي : كم توجهي به «تربيت قرآني» و در مقابل پرداختن بيش از حد به « آموزش قرآن»

هـ - باورهاي غلط در حوزه « زمان آموزش »

22- درس قرآن و ساير دروس

روند آموزش دروس در برنامه هاي درسي و آموزشي به گونه اي است كه دروسي مانند رياضي و علوم تجربي جزء دروس پايه و اساسي تلقي شده و ساير دروس در زمره دروس درجه دو و سه محسوب مي شوند.

از اين منظر در تخصيص ساعات درسي و نيز در اولويت آموزش دروس پايه بيش ترين زمان را به خود اختصاص مي دهند و ساير دروس به عنوان ساعات كمي آن دروس دربرنامه جانمايي مي شوند تا در وقت ضرورت از آن ها استفاده شود. در بسياري از مدارس برخوردار و خصوصي به جاي تدريس سه زنگ در هفته يك ساعت به قرآن و بقيه به دروس اصلي اختصاص مي يابند. 

در حوزه نظارت اداري و نيز پيگيري اوليا نيز اين دروس، كمتر مورد نظر هستند. اين وضعيت نشان از كم توجهي به تربيت و يادگيري دروس مهارتي و توجه بيش از حد به دروس حفظي است.

بيست و سومين كج فهمي : درس قرآن، شهروند درجه دو و سه بين دروس      

و - باورهاي غلط در حوزه « معلم و مربي »

23- آموزش با پيوست پژوهش

هر عملي بايد مبتني بر پژوهش و كاربست نتايج آن باشد. اما اين اصل مسلم عموماً در آموزش ها و فعاليت هاي قرآني به درستي مورد توجه قرار نمي گيرد. همين مسئله است كه موجب تحميل هزينه هاي سنگين و در عوض نتايج ضعيف مي شود. اين مشكل در اثر وضعيت فرهنگي حاكم بر جامعه كه بر حفظ داشته هاي غلط گذشته تاكيد دارد, خواسته يا ناخواسته زمينه بروز مقاومت فرهنگي را به وجود مي آورد.

از اين رو « استحاله » خطري است در کمين طرح و برنامه‌هاي فرهنگي و قرآني و نيز اسناد تحولي كشور. راه برون رفت از اين وضعيت توجه به همه ابعاد برنامه آموزشي است : توجه به برنامه‌ريزي، اجرا و ارزيابي سه مؤلفه اصلي برنامه ريزي است که جز با مراقب و حمايت به نتيجه نمي‌رسد.

بيست و چهارمين كج فهمي : كم توجهي به جايگاه شايسته براي بهره مندي از پژوهش ها از سوي دو حوزه صف و ستاد ( تا مدرسه و كلاس درس )

24- شايستگي محوري معلمان و دانش آموزان

معلمان قرآن در امر تدريس قرآن، به كسب شايستگي هاي لازم اعم از « صلاحيت هاي اوليه و صلاحيت هاي حرفه اي » نياز دارند که علاوه بر دانش مفهومي، دانش روشي آن ها را هم تأمين کند.

استفاده از فناوريهاي روز نيازمند دقت کافي است تا در کنار استفاده صحيح، آسيب هاي آن را به حداقل برسانند؛ زيرا سيستمها اگر قابليت تطابق بايادگيرنده را نداشته باشند، مخرب فرايند آموزش معلم و نيز يادگيري دانش آموز خواهند بود.

ناديده گرفتن اين شايستگي ها از سوي معلم در رابطه با دانش آموزان ( به دليل عدم آگاهي و تسط بر اين تشخيص ) باعث شده تا تفاوت هاي فردي و استعدادهاي دانش آموزان مد نظر قرار نگيرد و همه مثل هم در نظر گرفته شوند.

بيست و پنجمين كج فهمي : كم توجهي به « شايستگي محوري معلمان » در تدريس قرآن

25- آموزگاران دوره ابتدايي بهترين معلمان روخواني قرآن

آموزگاران ابتدايي بهترين معلمين قرآن دوره ابتدايي هستند. به شرطي كه با توجه به دلايل زير مورد توجه و آموزش لازم قرار گيرند :

  1. آموزگاران در دوره هاي تربيت معلم با روش آموزش قرآن آشنا شده و متعهد هستند كه در كنار ساير دروس مانند فارسي، رياضي، علوم و ... ، قران را نيز تدريس كنند.

  2. آموزگاران، حرفه اي ترين معلمان آموزش خواندن فارسي هستند. و از آنجا كه جنس آموزش قرآن از سنخ آموزش خواندن فارسي است ايشان شايسته تر براي آموزش اين درس هستند.

  3. به دليل تك معلمي در دوره ابتدايي، آموزگار در آموزش قرآن فرصت هاي نابي را در اختيار دارد تا از طريق ارتباط صميمانه تر و نيز شناخت بهتر دانش آموزان ايشان را در رفع اشكلات خواندن و هم چنين ايجاد انس يا قرآن كريم ياري رسانند.

  4. عدم تدريس قرآن توسط آموزگار و سپردن اين درس به ساير معلمان به بهانه درس تخصصي زمينه هاي انحراف آموزش و پرورش از تربيت قرآني به سوي تفكر سكولار را فراهم مي كند. جلوه اين تفكر در دوره متوسطه كاملاً قابل مشاهده و تأييد است.

  5. در تقليل ساعات كار معلمين با سابقه 20 سال به بالا، آموزگاران بر خلاف مصوبه 677 شوراي عالي آموزش و پرورش به راحتي تدريس قران را به ديگري واگذار مي كنند. 

    با اين وجود با توجه به عملكرد غلط حوزه ستادي و بويژه معاونت پرورشي در توجه به اين مطلب، اغلب آموزگاران جايگاه خود در آموزش قران را باور ندارند و نسبت به تدريس قرآن از خود علاقه اي نشان نمي دهند.

بيست و ششمين كج فهمي : نگاه تخصصي به تدريس قرآن دوره ابتدايي توسط معلم خاص (و نه آموزگار پايه)

26- « برنامه محوري » به جاي محتوا محوري

كتاب محوري و توجه بيش از اندازه به كتاب درسي باعث شده تا اين تلقي به وجود آيد كه آموزگاران وظيفه دارند كتاب درسي را آموزش دهند. در حالي كه اين تلقي در اثر وجود يك شكاف و گپ آموزشي بين كتاب درسي و معلم است.

سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي ( معاونت پژوهشي وزارت آموزش و پرورش ) بايد تمهيداتي بيانديشد كه معلمان با سرفصل هاي برنامه درسي در يك دوره و پايه تحصلي آشنا شوند. در چنين نگاهي، تنها كتاب درسي محتواي آموزشي نيست بلكه يكي از منابع اموزشي است و معلمان مي توانند به ساير منابع مفيد هم مراجعه كنند.

در شرايط فعلي كتاب هاي درسي بزرگ ترين عامل بي انگيزگي و عدم خلاقيت معلمان به شمار مي روند.

بيست وهفتمين كج فهمي : محوريت كتاب درسي ( به جاي برنامه محوري، معلم محوري و تربيت محوري)

ز - باورهاي غلط در حوزه « ارزش يابي »

27- ارزش يابي مقوم اهداف برنامه درسي قرآن

اغلب معلمان چنين تصور مي كنند كه درس قرآن نمره ندارد و همه بايد نمره خوب بگيرند و الا از درس قران زده مي شوند.

اين باور و كج فهمي تا آن جا ادامه دارد كه با آن كه چندين سال از اجراي سراسري ارزش يابي كيفي توصيفي مي گذرد اما تقريبا اغلب معلمان در كارنامه به هيچ دانش آموزي « نيازمند به تلاش » نمي دهندو همه قابل قبول هستند؛ اگر چه يك كلمه را هم نتوانند بخوانند.

اين تفكر ساده انديشانه چنان در مدارس رسوخ كرده كه بهانه اي شده براي بسياري از معلمان تا به تدريس اين درس به دليل نداشتن ارزيابي نپردازند. به ويژه تعداد زيادي از معلمان كه خود در صحيح خواني قرآن كريم مشكل دارند.

در حالي كه اولاً چنين پندايي كاملاً غير علمي بوده و درهيچ كجاي برنامه هاي درسي ومصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش نيامده است. و ثانياً با قبول چنين منطقي، چرايي برنامه درسي از بين مي رود. زيرا در صورت ناديده گرفتن شيوه ارزش يابي ديگر اهداف وجاهت علمي و عملي نخواهد داشت. و عملاً پوچ خواهد بود.

بيست وهشتمين كج فهمي : درج « نيازمند به تلاش » در ارزش يابي پاياني درس قرآن ممنوع

ح - باورهاي غلط در حوزه « فعاليت هاي فوق برنامه قرآني»

28- يك بام و دو هوا

شايد بتوان وجود اختلاف در حوزه هاي مختلف در فعاليت هاي قرآني را به نحوي توجيهي كرد؛ اما در يك وزارتي كه طبق اسناد تحولي و مستندات آن، اهداف كلان و كلي و جزئي مشخص شده و وظيفه هر بخش مشخص است نمي توان قبول كرد اين همه اشكال و اختلاف وجود دارد.

مأموريت آموزش جاي خود را به نخبه گرايي داده

تربيت قرآني جاي خود را پرورش قهرمان داده

مسابقاتي كه بايد ابزاري براي تقويت انگيزه عموم دانش آموزان باشد، براي خود استقلال داشته و هيچ كمكي به اهداف اصلي نمي كند.

مسابقاتي كه محتواي آن از توانايي اعم اغلب دانش آموزان خارج است و جزء اهداف برنامه هاي درسي و آموزشي مصوب نيست، روز به روز علاقه و انگيزه دانش آموزان را كاهش مي دهد و فاصله آنان را با برنامه هاي درسي بيش تر مي كند.

يك معاونت قران كم علامت توزيع مي كند و ديگري اقدام به جمع آوري آن از مدارس ابتدايي مي كند.

يك معاونت به دنبال هدف روخواني و روان خواني است و ديگري حفظ قران را جايگزين آن مي كند.

معاونتي كه بايد مجري باشد توليد محتوا مي كند و با قدرتي كه در دست دارد آن را ترويج مي دهد و با عوض شدن وزير به يك باره متوقف و ناكارآمد معرفي مي شود. و معاونتي كه توليد محتواي علمي و شايسته كرده به دليل نبود توانايي قدرت انتشار آن را از حوزه معاونت خود حتي به ساير معاونت ها را هم ندارد.

بيست ونهمين كج فهمي : وزارت آموزش و پرورش در همه زمينه هاي قرآني از روخواني گرفته تا مسابقات بين المللي - بايد سرمايه گذاري انساني و مادي داشته باشد. ( و اگر چه اين ها با هم ارتباط نداشته باشند و حتي اختلاف نظر داشته باشند )  

29- مديريت تعاملي به جاي اعمال مديريت

وزيري يك شبه ده هزار مدرسه قرآن در كليه مدارس ابتدايي راه اندازي مي كند و وزيري ديگر يك شبه همه آن ها را ناكارآمد دانسته تعطيل مي كند.

وزيري يك شبه تمامي دارالقرآن هاي مناطق را تعطيل مي كند و وزير بعدي همه را مجدداً راه اندازي مي كند.

شوراي معاونين وزارت بر خلاف مصوبه شوراي عالي اموزش و پرورش كه فقط به آموزگار ابتدايي مجوز تدريس قران در دوره ابتدايي داده را ناديده گرفته و به دليل كمبود نيرو مديران و معاونان مدارس را تا شش ساعت در هفته به تدريس در كلاس وادرار مي كند. و اين موضوع تنها كلاس درس قرآن را با مشكلات بيش تر درگير مي كند.

وزيري مديران مدارس را وادار مي كند تا همه دانش آموزان خود را به نام حافظ قرآن در سامانه ثبت نام كنند؛ در حالي كه ايشان نه تنها حافظ نيستند بلكه روح پاكشان هم از اين اوضاع خبر ندارد. و بعد يك شبه آمار چندين ميليون نفري مي دهند و كار به جايي مي رسد كه موضوع از اساس مسكوت گذاشته شده و به دست فراموشي سپرده مي شود.

همه و همه اينها در حالي اتفاق مي افتد كه در خوشبينانه ترين حالت مي توان گفت همه از روي اخلاص و دلسوزي است. اما آيا اين دلسوزي كافي است ؟

بيست ونهمين كج فهمي : تقدم تعهد بر تخصص مجوزي براي اعمال مديريت هاي غير كارشناسي وزرا و معاونان 

جمع بندي و نتيجه گيري

الف - جمع بندي

با توجه به آن چه كه به اجمال بيان شد كج فهمي ها و باورهاي غلط در حوزه آموزش قرآن كريم را مي توان در اين چند مقوله ارائه كرد :

الف كج فهمي هاي رايج در حوزه « اهداف »

  1. كم توجهي به « هدايتگري قرآن » به عنوان غرض اصلي نزول قرآن كريم در هدفگذاري ها و برنامه ريزي هاي درسي و آموزشي

  2. مقدماتي چون روخواني و روان خواني و نيز مُحسّانات و مؤخراتي چون تجويد و حفظ و قرائت را آموزش قرآن فرض كردن.

  3. غفلت از اوامر و نواهي و هشدارهاي قرآن كريم، حتي درباره خودش

  4. تصور ارزشمندي بالاي تمسك به قرآن بدون توجه به تدبر و عمل به آن

  5. نامعلوم بودن مأموريت ذاتي و اساسي هريك از ارگان ها و متوليان در زمينه آموزش قرآن

  6. بي توجهي به اغلب انتظارات قرآن درباره خودش در مراحل و مراتب برنامه ريزي درسي و آموزشي

  7. استحاله فرهنگي در اثر جابجايي محرك و پاسخ در امر ثواب قرائت و حفظ قرآن

  8. كم توجهي به امر « تربيت قرآني » و در مقابل توجه بيش از اندازه به « آموزش قرآن »

  9. تصور اين كه مسئوليت اصلي تربيت دانش آموزان بر عهده مدرسه و معلمان است. ( و نه خانواده ها و والدين ايشان )

ب - كج فهمي هاي رايج در حوزه « محتوا »

  1. جدا دانستن مهارت هاي قرآني و معارف قرآني از يكديگر

  2. جلوگيري از ورود به معارف قرآني به دليل ترس از « تفسير به رأي »

ج - كج فهمي هاي رايج در حوزه « راهبردهاي ياددهي- يادگيري »

  1. برگزاري آموزش هاي مكرر و كليشه اي به جاي شناسايي مشكل

  2. آموزش « روان خواني » به نام روخواني ( به دليل كم توجهي به مباني علمي و آموزشي )

  3. آموزش « قواعد روخواني » به نام روخواني (عدم توجهي به تفاوت روخواني و روان خواني)

  4.  توجه يك سويه به قرآن به جاي توجه به جامعيت آموزش 

  5.  تقدم روش شنيداري بر روش ديداري  ( تقدم روان خواني بر روخواني )

  6.  تأكيد بر آموزش و تعميم قواعد به جاي پرداختن به تمرين و مهارت آموزي

  7. ترويج آموزش قرآن با رويكرد تربيت غربي

  8. توجه بيش از حد به امر « آموزش » به جاي نگاه فرهنگي و تربيتي

د - كج فهمي هاي رايج در حوزه « مواد آموزشي ( رسانه ها ) »

  1.  جابجايي اهداف غايي و ابزاري در برنامه ريزي درسي و آموزشي

  2.  اتخاذ رويه « عمل بدون پشتوانه فكر و كارشناسي »

  3. كم توجهي به « تربيت قرآني» و در مقابل پرداختن بيش از حد به « آموزش قرآن»

هـ - كج فهمي هاي رايج در حوزه « زمان آموزش »

  1. درس قرآن، شهروند درجه دو و سه در بين ساير دروس

و - كج فهمي هاي رايج در حوزه « معلم و مربي »

  1. كم توجهي به جايگاه شايسته براي بهره مندي از پژوهش ها از سوي دو حوزه صف و ستاد ( تا مدرسه و كلاس درس )

  2. كم توجهي به « شايستگي محوري معلمان » در تدريس قرآن

  3.  نگاه تخصصي به تدريس قرآن دوره ابتدايي توسط معلم خاص ( و نه آموزگار پايه )

  4.  محوريت كتاب درسي ( به جاي برنامه محوري، معلم محوري و تربيت محوري )

ز - كج فهمي هاي رايج در حوزه « ارزش يابي »

 درج « نيازمند به تلاش » در ارزش يابي پاياني درس قرآن ممنوع

ح - كج فهمي هاي رايج در حوزه « فعاليت هاي قرآني فوق برنامه »

  1. وزارت آموزش و پرورش در همه زمينه هاي قرآني از روخواني گرفته تا مسابقات بين المللي - بايد سرمايه گذاري انساني و مادي داشته باشد. ( و اگر چه اين ها با هم ارتباط نداشته باشند و حتي اختلاف نظر داشته باشند ) 

  2. تقدم تعهد بر تخصص مجوزي براي اعمال مديريت هاي غير كارشناسي وزرا و معاونان 

ب- نتايج پژوهش

دوره آموزش عمومي قرآن كريم در كشور به عنوان مهم ترين دوره تربيت قرآني، از چنان اهميتي برخوردار است كه كوتاهي درباره آن هرگز قابل جبران نيست. چرا كه ايشان در اين دوره با تربيت ديني آشنا مي شوند. اين دوره به دليل تك معلمي و نيز زمينه هاي روان شناسانه تربيتي دوره اي قابل توجه و ارزشمند براي سرمايه گذاري مادي و معنوي است. امام راحل ره فرمودند : « تربيت بايد تربيت قرآني باشد. » ( صحيفه نور، ج15، ص250 ، 18 آبان 1360) تحقق اين معنا با توجه دوباره به دوره ابتدايي و نيز شناخت آسيب ها و كاستي ها و تلاش در جهت رفع آن ميسر خواهد بود. و يكي از آسيب هاي جدي وجود كج فهمي ها و باورهاي غلط در حوزه هاي مختلف برنامه درسي و آموزشي در اين دوره تحصيلي است.

در اين مقاله سعي شد در حد حوصله و به اختصار و اجمال، به بخشي از اين كج تابي ها و باورهاي غلط اشاره شود. اين كه « چه چيزي آموزش قرآن نيست ؟ » از اين كه چه چيزي آموزش قرآن است ؟ مهم تر است چرا كه در اين زمينه به دليل عدم نظارت مستمر و راهنمايي معلمان و ضعف در آموزش و ارتقاء صلاحيت هاي عمومي و حرفه اي ايشان، مشكلات بسيار زياد است.

رهبر معظم انقلاب در بيش از ده سال پيش از وزارت آموزش و پرورش درباره مهجوريت قرآن کريم گلايه داشتند. ايشان در روز معلم سال 1385 در بيانی کاملاً صريح و شفاف درباره ضرورت توجه متوليان وزارت آموزش وپرورش به قرآن کريم و جايگاه آن در اين نهاد تربيتي فرمودند :

« قرآن در آموزش و پرورش حقيقتاً مهجور واقع شده است. علّت اين است كه در دوراني طولاني، قرآن در آموزش وپرورش ما، به‏ خصوص در آن سنين يادگيري مهجور بوده يا اصلاً وجود نداشته است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، توقع اين بود كه يك كارِ كارستاني انجام بگيرد. كارهايي هم شده است، ليكن جاي حضور قرآن در دوره‏هاي گوناگون واقعاً خالي است. بايد فكر بشود. امروز خوشبختانه حركت قرآني در كشور خيلي خوب است؛ ليكن در آموزش و پرورش بايد نهادينه شود. »

شايسته آن بود پس از اين فرمايش مقام معظم رهبری، ابعاد مهجوريت قرآن کريم در اين نهاد تربيتي، بررسي و راه کارهای مناسب براي تحقق منويات معظم له شناسايي و مورد اقدام و عمل قرار مي گرفت. اين كه وزارت آموزش و پرورش در طول يك دهه گذشته در اين مسير چه اقداماتي را عملي كرده است؟ سخني است كه مجالي ديگر نيازمند است. اما طرح مباحثي اين چنيني در سطح معلمان و وزارت مي تواند حركت ايجاد كند.

قطعاً سهم علل و عوامل ناشي از سوء مديريت در اين عرصه را نمي توان ناديده گرفت. چرا كه آموزش و پرورش اگر مهم ترين خيمه گاه نظام نباشد، حداقل يكي از مهم ترين هاست. بديهي است ثبات و اقتدار حكومت و تضمين استقرار كشور در حال و آينده ارتباط زيادي به جايگاه و وضعيت امروز نظام تعليم و تربيت به ويه در دوره تحصيلي ابتدايي و به و بالاخص در دروس قرآن، هديه هاي اسمان و فارسي دارد.

با توجه به آن چه كه به عنوان كج فهمي هاي رايج بيان شد بايد گفت : جايگاه قرآن، آموزش و تدريس آن در آموزش و پرورش بيش ترين لطمه را از افت تحصيلي ناشي از بي توجهي ديده و مي بيند. درسي كه در طول 12 سال آموزش داده مي شود، ولي نقش اثر بخشي خود را چندان كه بايد ايفا نمي كند. در بسياري از مدارس كم توجهي ها و نيز تخلفات گسترده اتفاق مي افتد كه به صورت آشكارا و پنهان، انزواي تدريجي به دنبال داشته است.

فقدان انسجام انديشه و عمل و يك پارچگي در فعاليت هاي قرآني، نبود نظارت، ارزيابي و سياست هاي تشويقي معلمان و مدارس، عدم رغبت معلمان به آموزش و تدريس قرآن در اثر ناتواني، ورود طرح و برنامه هاي مغاير با اسناد تحولي و مأموريت هاي ذاتي آموزش و پرورش، اعمال نظرات مديران بدون در نظر گرفتن نظرات كارشناسي، همه و همه باعث ناكارآمدي سيستم آموزشي در تحقق اهداف و اسناد تحولي و نيز منويات رهبر معظم انقلاب و در نهايت مهجوريت هر چه بيش تر قرآن در وزارت آموزش و پرورش مي شود.

جايگاه آموزش و فعاليت هاي قرآني در اسناد بالادستي

«  سياست هاي کلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور »

ابلاغيه مقام معظم رهبري

4-  ايجاد تحول در نظام برنامه ريزي آموزشي و درسي با توجه به:

4-4  توسعه فرهنگ و معارف اسلامي و يادگيري قرآن ( روخواني، روان خواني و مفاهيم ) و تقويت انس دانش آموزان با قرآن و سيره پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله ) و اهل بيت ( عليهم السلام ) و گسترش فرهنگ اقامه نماز.

«  قانون برنامه پنجم توسعه »

ماده 4ـ در اجراي منشور توسعه فرهنگ قرآني مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، معاونت موظف است حداکثر تا پايان سال دوم برنامه، اسناد راهبردي توسعه حوزه‌هاي آموزش عمومي، تبليغ و ترويج، پژوهش و آموزش عالي قرآني کشور را بر اساس پيشنهاد شوراي توسعه فرهنگ قرآني تهيه و براي تصويب به هيأت وزيران تقديم کند.

ماده 19 ـ الف ـ در راستاي تحقق بند (8) سياست هاي کلي ابلاغي و با هدف ارتقاء کيفي سه حوزه دانش، مهارت و تربيت اسلامي به دولت اجازه داده مي‌شود برنامه تحول بنيادين در نظام آموزش و پرورش کشور را در چارچوب قوانين موضوعه و با رعايت اولويت هاي ذيل تدوين نمايد و پس از تصويب در هيأت وزيران به اجراء درآورد :

. . 

 ارائه برنامه جامع آموزش قرآن اعم از روان‌خواني و فهم قرآن و برنامه تلفيقي قرآن، معارف اسلامي وعربي با اهداف قرآني

«  سند تحول بنيائين آموزش و پرورش  »

راهکار 3/1 ـ توسعه فرهنگ اقامه نماز و اهتمام به برپايي نماز جماعت در مدرسه و تقويت انس با قرآن در دانش‌آموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآني با اصلاح برنامه‌ها و توانمندسازي معلمان در راستاي تقويت مهارت روخواني و روان‌خواني در دوره ابتدايي، آشنايي با مفاهيم کليدي قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرآني در متوسطه دوم براساس منشور توسعه فرهنگ قرآني.

«   سند برنامه درسي ملي  »

2- حوزه تربيت و يادگيري قرآن و عربي

دين اسلام، راه هدايت انسان ها به سوي کمال و رستگاري است. خداوند با هدايت خود انسان را به راه و مسير حرکت به سوي کمال راهنمايي ميکند. يکي از منابع اخذ معارف اسلامي، قرآن کريم است. قرآن کريم کتاب هدايت انسان ها است.

ضرورت و کارکرد حوزه : تعميق معرفت و ايمان دانش آموزان به اعتقادات، اخلاق و احکام الهي که همان معرفت و ايمان به دين اسلام است، مهم ترين رسالت تعليم و تربيت در نظام اسلامي است.

قرآن کريم، به عنوان منبع وحي الهي و منبع اصلي اعتقادات، اخالق و احکام است. توانايي خواندن همراه با درک معنا، تدبر در قرآن و انس با آن، سبب ورود هر فرد مسلمان به درياي معارف اسلامي است. يادگيري زبان عربي به عنوان زبان قرآن سبب مي شود که فرد بتواند به طور مستقيم با کتاب الهي ارتباط برقرار کند، آن را بفهمد و از رهنمودهاي آن بهره ببرد. هم چنين آموزش اين زبان سبب مي شود که متربيان بتوانند از معارف اهل بيت عليهم السلام و فرهنگ غني اسلام استفاده کنند. از سوي ديگر زبان و ادبيات فارسي با زبان عربي درآميخته است و آشنايي با زبان عربي در يادگيري زبان فارسي تأثير خواهد داشت.

قلمرو حوزه : حوزه يادگيري قرآن و عربي شامل دو حوزه محتوايي آموزش قرآن کريم و آموزش عربي است و حد نهايي يادگيري در اين دروس به شرح زير است:

الف- توانايي خواندن صحيح و روان قرآن کريم؛

ب- توانايي درک معناي عبارات ساده و پرکاربرد قرآن کريم؛

ج- توانايي نسبي تدبر در آيات قرآن کريم به منظور درک ساده و اوليه دقايق و ظرائف مفاهيم آيات، بدون آموزش تخصصي علوم قرآني؛

د- انس مستمر و دائمي با قرآن کريم، به نحوي که دانش آموزان، اهل خواندن و تفکر در قرآن باشند و ابن امر را الزمه تربيت ديني و اعتلاي هويت الهي خويش بدانند.

آشنايي با زبان عربي و مشخصاً مهارت هاي چهارگانه زباني يعني خواندن، گوش کردن، نوشتن و سخن گفتن در اين حوزه به ميزاني است که دانش آموز را در درک معناي آيات قرآن کريم، کلام معصومين و متون ديني و فرهنگ اسلامي کمک کند و در تقويت زبان فارسي او مؤثر باشد.

اين دو حوزه محتوايي، ارتباط وثيقي با يک ديگر دارند و برنامه ريزي آن ها بايد هماهنگ و مرتبط با هم صورت گيرد و از اهداف، محتوا و روش هاي مشترک و نيز مطالب مکمل و تأييد کننده هم ديگر استفاده مطلوب به عمل آيد.

جهت گيري هاي کلي در سازماندهي محتوا و آموزش حوزه هاي تربيت و يادگيري ‹‹ حکمت و معارف اسالمي ›› و ‹‹ قرآن و عربي›› سازماندهي محتواي حوزه هاي حکمت و معارف اسالمي و قرآن و عربي در دوره ابتدايي به صورت تلفيقي است. در دوره متوسطه اول حتي الامکان به صورت مجزا ليکن هماهنگ و در دوره متوسطه دوم، به جز در رشته علوم و معارف اسلامي، به صورت تلفيقي و درس عربي به صورت مجزا ارائه ميشود. در رشته علوم و معارف اسلامي نيز درس هاي اختصاصي در حوزه معارف اسلامي ارايه مي شود.

 به دليل ارتباط وسيع و وثيق محتواي دو حوزه ‹‹ حکمت و معارف اسلامي ›› و ‹‹ قرآن و عربي ›› سازماندهي محتواي هر دو حوزه در يک بخش آمده است.

 «  اهداف آموزش عمومي قرآن  »

چشم انداز نظام آموزش عمومي قرآن :

نهادينه شدن فرهنگ انس با قرآن کريم و تربيت ده ميليون حافظ قرآن در جامعه

رسالت نظام آموزش عمومي قرآن :

ايجاد توانايي خواندن همراه با فهم و تدبر در قرآن كريم و بهره گيري مردم از تعاليم آن در زندگي

اهداف آموزش عمومي قرآن کريم :

 

رديف

عنوان هدف

تحليل مفهومي

1

تقويت ايمان و گرايش به قرآن و عترت

اعتقاد قلبي به حقانيت، جامعيت و جاودانگي قرآن مجيد و جايگاه پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) به عنوان تبيين کنندگان علمي و عملي قرآن و محبت و مودت نسبت به قرآن و اهل بيت (ع)

2

توانايي خواندن قرآن کريم

خواندن صحيح و روان قرآن کريم با تلفظ عربي حروف و حرکات در حد تمايز

3

درک معناي آيات قرآن کريم

درک معناي ظاهري عموم عبارات و آيات قرآن کريم

4

توانايي و التزام به تدبر در آيات

آشنايي با روش تدبر و پايبندي به انديشه و دقت در آيات قرآن براي درک بهتر مراد و مقصود آيات

5

حفظ قرآن کريم

به خاطرسپاري و از بر خواني بخش هايي از آيات و سور قرآن کريم (حداقل سه جزء)

6

انس با قرآن کريم

اشتياق به خواندن روزانه و استماع قرآن کريم، همراه با فهم و تدبر در آيات

7

آشنايي با علوم و معارف قرآن

آشنايي با کليات تاريخ و علوم قرآني و شناخت معارف اسلامي و ضروري قرآن کريم

8

توانايي استفاده از قرآن کريم

توانايي جستجو و دريافت معارف عمومي مورد نياز از قرآن کريم با استفاده از منابع معتبر

9

تبعيت از قرآن و عترت

عمل به آموزه هاي قرآن و اهل بيت در ابعاد مختلف زندگي و تحقق سبک زندگي قرآني

تدابير اجرايي

بر اساس اين مصوبه، وزارت آموزش و پرورش و ساير دستگاه هاي دولتي، عمومي و نهادهاي مردمي مکلفند کليه برنامه هاي درسي آموزش عمومي قرآن و همچنين دوره هاي تربيت مربي، معلم و مدرس مربوطه را براساس اهداف فوق تنظيم و اجرا کنند.

همچنين وزارت آموزش و پرورش موظف است در طراحي و اجراي کليه دروس، به ويژه عربي، ديني و فارسي، تحقق اهداف فوق را پيگيري کند.

 وزارت علوم، تحقيقات و فناوري نيز موظف است، به منظور تأمين نيروي انساني لازم براي تحقق اهداف فوق، با همکاري دانشگاه فرهنگيان و ساير مراکز آموزش عالي واجد صلاحيت نسبت به طراحي و اجراي دوره هاي آموزش عالي تربيت مربي، معلم، مدرس، کارشناس، مدير و پژوهشگر آموزش عمومي قرآن در مقاطع کارداني تا دکتري اقدام کند.

منابع

  1. قرآن کریم.

  2. نباتي، رضا ( پاييز 1394 ). مجله رشد جوانه. تهران. سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي.

  3. شوراي تأليف. راهنمای معلم آموزش قرآن اول دبستان. كد 1/53 . چاپ سوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران

  4. شوراي تأليف. راهنمای معلم آموزش قرآن دوم دبستان. كد 1/57 . چاپ سوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران

  5. شوراي تأليف. راهنمای معلم آموزش قرآن سوم دبستان. كد 61 . چاپ دوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران

  6. شوراي تأليف. راهنمای معلم آموزش قرآن ششم دبستان. كد 3/74 . چاپ دوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران

  7. شوراي تأليف. مباني آموزش و روش آموزش قرآن دوره ابتدايي. كد 6011 . چاپ دوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران

  8. طراحی و ارزش یابی اثر بخشی الگوی آموزش قرآن کریم در دوره ی ابتدایی. سيد محمد رضا صفوي، 1393 رساله دكتري

  9. بررسی عوامل موثر بر بهبود آموزش قرآن از منظر معلمان دوره ی ابتدایی شهر تهران. پروانه معصومي. 1393 پايان نامه ارشد

 

 
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: