پایگاه خبری اتقان -  قرآنی، فرهنگی، اجتماعی
فارسی
العربی
English
 » 
چهارشنبه ٢٩ آبان ١٣٩٨  -  
گروه های خبری
اخبار قرآنیاجتماعیاخبار حوزه
گزارش
مصاحبه
مقاله
گزارش تصویری
ورود به پورتال "اتقان"
ورود به سیستم
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:




گروه خبر:  گزارش, اخبار برگزیده روز , خبر ویژه اخبار قرآنی, صفحه اصلی اخبار قرآنی, اخبار ویژه سایت اتقان ١٠:١٧   1398/05/05 شماره خبر:  ٢٢٧٢١
نسخه چاپي ارسال به دوست
 
همگام با سند تحول بنيادي؛ «استقلال تعليم قرآن كريم » در كتاب و سنّت
پایگاه ‌اطلاع‌رسانی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، مطلبی را تحت عنوان، تحول بنيادين، يا تحول بنيانكن ؟! در خصوص تصميمات اخير سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي در تغييرات بنيادين اسناد تحولی نظام منتشر نموده است.

همگام با سند تحول بنيادي؛ «استقلال تعليم قرآن كريم » در كتاب و سنّت

به گزارش اتقان؛ پایگاه ‌اطلاع‌رسانی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، مطلبی را تحت عنوان، تحول بنيادين، يا تحول بنيانكن ؟! در خصوص تصميمات اخير سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي در تغييرات بنيادين اسناد تحولی نظام منتشر نموده است.

 اشاره

ماده 63 قانون برنامه ششم توسعه، وزارت آموزش و پرورش را مكلف به اجراي سند تحول بنيادين كرده است :

« الف - دولت مكلف است براي ايجاد تحول در نظام تعليم و تربيت اقدامات زير را انجام دهد : 1- اجراي سند تحول بنيادين آموزش و پرورش به نحوي كه كليه اقدامات وزارت آموزش و پرورش بر اساس اين سند انجام شود و  اقدامي مغاير با قانون و سند صورت نگيرد. »

آنچه باعث نوشتن اين مقاله شد تصميمات اخير سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي در تغييرات بنيادين اسناد تحولی نظام است. تصميماتی که علی القاعده، پيش از عملي شدن بايد به تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش مي رسيد. چرا که سند برنامه درسي ملي اولين و مهمترين زير نظام سند تحول بنيادين است و هرگونه انحراف از اسناد ملي به جای آنکه « تحول بنيادين » باشند، « تحول بنيانکن » خواهند بود و باعث بروز مسائل عديده اي خواهد بود. لذا از سازمان پژوهش انتظار مي رود به جاي « خلق قانون و جعل قانون »، خود را امانتدار و مجري تمام قد قوانين مصوب بداند. و كوچك ترن تغيير را منوط به مصوبه شوراي عالي بداند.

يكي از دلايل اصلي استقلال حوزه يادگيري قرآن كريم در اسناد تحولی، توجه به دلالت هاي قرآني و روايي و سيره و سنت است. پيشينه تاريخي تعليم قرآن کريم نشان از استقلال هميشگي اين حوزه از صدر اسلام تا كنون دارد.

 

منبع مقاله : سايت سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي ( نقد و بررسي )      http://oerp.ir/baztab/1398/9792

مقدمه

علم قرائت قرآن كريم و « تعليم قرآن » اولين و معتبرترين علم از علوم اسلامي است كه همزمان با نزول قرآن كريم، توسط پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله پايه گذاري شد. بررسي استقلال جايگاه آموزش قرآن كريم در كتاب و سنت، از آن جهت اهميت دارد كه مي تواند :

1 - در صيانت از سنت اصيل تعليم قرآن كريم، در مقابله با هجمه هاي فرهنگي غرب كه در قالب مكاتب تربيتي جديد، آن را مورد استحاله و تخريب قرار مي دهد، نقش آفرين باشد.

2 - در حفظ هويت « حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم » به عنوان يكي از حوزه هاي 11 گانه مصوب شوراي عالي آموزش و پرورش در سازمان پژوهش و برنامه ريزي، به عنوان تجلي گاه مباني نظري آموزش عمومي قرآن كشور نقش ايفا نمايد و زمينه ارتقاء و اصلاح منطقي اين حوزه از تربيت و يادگيري را فراهم آورد.

3 - در رفع و دفع بد فهمي ها و كژتابي هاي فكري و روشي آموزش قرآن كه دامنگير بسياري از فعاليت هاي قرآني كشور است، مؤثر واقع شود.

4 -  به عنوان يكي از الگوهاي مناسب تربيت اسلامي، الهام بخش اصلاح و رشد ساير حوزه هاي تربيت و يادگيري قرار گيرد. 

در حالي كه توجه به اين اصل مهم كه آموزش و ترويج قرآن كريم در سنت نبوي و سيره علوي همواره مطرح بوده است، مي‌تواند گره‌هاي كوري كه از دير باز در ارتباط با قرائت و كتابت قرآن وجود دارد را بگشايد. روايات متعدد « قراء سبعه» نيز نشان مي‌دهد كه پيامبراكرم صلي الله عليه و آله پيوسته در صدد تبيين ماهيت قرآن و آسان‌گيري آموزش آن بوده اند. (رجبي، سال 1381 )

الف - استقلال تعليم قرآن، در قرآن كريم

با توجه به آنچه گفته شد، پاسخ اين سوال مهم و مبنايي مي تواند خط سير بحث را در مسير صحيح تري هدايت كند :

-   جايگاه تعليم قرآن, در قرآن کريم چيست؟

اين كه قرآن کريم درباره خودش چه انتظاراتي از مسلمانان دارد و مسلمانان چه وظايفي نسبت به قرآن كريم دارند؟ از پرسش هاي اساسي است كه مي تواند مبناي برنامه ريزي آموزشي و درسي در تعليم قرآن كريم قرار گيرد. ( فصل نامه رشد آموزش قرآن كريم، ش23 ) توجه به دانشِ روشي آيات در كنار تبيين دانش مفهومي آن ها، انتظارات قرآن کريم در زمينه تعليم قرآن را تا حدودي مشخص مي کند که در اين جا به صورت اجمال و با اشاره به برخي از آيات، به تعدادي از اين انتظارات اشاره مي شود :

 

1- قرائت 1 : قرائت قرآن يک مفهوم عام و کلي است و در عين حال اوّلين و مهم ترين مرتبه و حداقل انس با قرآن کريم است. (موسوي بلده، سيدمحسن، 1378, ص17) در آيه 20 سوره مزمل تأكيد دوباره بر خواندن قرآن و عمل به آنچه بيان شده آنقدر واضح و مشخص است كه نياز چنداني به تفسير و توضيح و تبيين ندارد. و كاملاً بر استقلال خواندن قرآن دلالت دارد.

2- تلاوت2 : يعني رعايت آداب ظاهري و باطني هنگام خواندن قرآن كريم ( مانند احترام و عمل به قرآن )؛ اين اصطلاح براي خواندن متون مقدس به کار مي رود. ( دانشنامه قرآن، ج1 ص 261 ) در اين جا نيز خواندن و فهميدن قرآن و عمل به آن كاملاً موضوعيت دارد.

3- تدبر3 :  تفکر در آيات و عبارات قرآن کريم، با توجه به نتايج و عواقب آن را شامل مي شود. همانطور كه از بررسي آيات مربوط به تدبر در قرآن به دست مي آيد در زمينه تدبر نيز حوزه تعليم قرآن كريم، كاملاً استقلال و موضوعيت دارد.

4- خشوع 4 : به دنبال هدايت باطني و تأثير پذيري از آيات شريفه قرآن كريم است.

5- تأثير پذيري1 : متجلي شدن آيات قرآن در رفتار و گفتار و افکار انسان، در اثر خواندن و فهم آيات شريفه

6- عمل به آيات قرآن 2: عمل به دستورات قرآن کريم در کليه شئون زندگي. در اين زمينه اغلب آيات از محكمات بوده و لذا خواندن و فهميدن و تفكر و تدبر در آن كفايت مي كند.

7- آموزش قرآن به ديگران3 : به عنوان يکي از وظايف پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله در اين زمينه نيز اولين و اصلي ترين وظيفه پيامبر، خواندن ( تلاوت ) قرآن براي مردم است. و مراتب ديگري مانند تزكيه و حكمت  آموزي در درجات بعدي قرار مي گيرند.

همانطور كه ملاحظه مي شود با نگاهي گذرا به آيات شريف قرآن كريم، شيوه ها و راهكارهاي متعددي براي « تعليم كتاب الله » مطرح گرديده، كه هريك به تنهايي نيز كاملاً موضوعيت و استقلال معنايي دارد. لذا از تحميل معارف اسلامي به اين بخش هاي مستقل بايد پرهيز نمود؛ مگر در مواردي كه تبيين آن مي تواند مفيدتر و سازنده تر باشد. به عنوان نمونه، به چند مورد اشاره مي شود :

 1- وَ قُرآنًا فَرَقناهُ لِتَقرَأَهُ عَلَى النّاسِ عَلَى مُكثٍ  وَ نَزَّلناهُ تَنزيلًا ﴿106﴾  سوره اسراء

و قرآن را بخش بخش كرديم تا آن را با تأنّي و درنگ بر مردم بخواني و آن را آنگونه كه بايد، به تدريج نازل كرديم .

2-  وَ قالَ الَّذينَ كَفَروا لَو لا نُزِّلَ عَـلَيـهِ القُرآنُ جُمـلَةً واحِـدَةً، كَـذالِـكَ لِـنُـثَبِّـتَ بِـهِ فُـؤادَكَ، وَ رَتَّلـناهُ تَرتيـلًا ﴿۳۲﴾

و كسانى كه كافر شدند گفتند : چرا قرآن يكجا بر او نازل نشده است؟

اين گونه [ما آن را به تدريج نازل كرديم] تا قلبت را به وسيله آن استوار گردانيم و آن را به آرامى [بر تو] خوانديم.

3-   وَ لا يَأتونَـكَ بِـمَـثَـلٍ إِلَّا جِئـناكَ بِالـحَقِّ، وَ اَحـسَنَ تَفـسيـرًا ﴿۳۳﴾  سوره فرقان

و براى تو مثلى نياوردند، مگر آنكه [ما] حق را با نيكوترين بيان براى تو آورديم.

4-  لا تُـحَرِّك بِـهِ لِـسانَـكَ لِـتَعـجَـلَ بِـهِ ﴿16﴾

( اي پيامبر ! ) زبانت را بخاطر عجله براي خواندن آن [ قرآن ] حرکت مده.

5-  اِنَّ عَـلَيـنا جَمـعَـهُ وَ قُرآنَـهُ ﴿17﴾

زيرا كه بر عهده ماست جمع كردن و حفظ آن در سينه تو و خواندن آن براي تو

6-  فَـاِذا قَـرَأناهُ، فَاتَّـبِع قُرآنَـهُ (18) سوره قيامه

پس چون آن را خوانديم، از آن پيروي كن.

 

 

 

اين آيات و مجموعه زيادي از آيات و روايات شريف بر شيوه صحيح و بايسته تعليم كتاب الله تاكيد و دلالت دارد؛ تحقق اين آيات و روايات مستلزم خواندن همراه با فهم و درك آن ها و سپس داشتن عزم راسخ براي انجام تغيير در شرايط موجود است. اما گره زدن خواندن و فهميدن و تدبر اوليه با معارف اسلامي هيچگاه مورد تأكيد نبوده و بلكه در مراتب و مراحل بعدي مي تواند راهگشا باشد.

نكته مهم : دانستن اين مطلب جالب و در عين حال مهم است كه اغلب نكات و انتظارات ياد شده، در متن سند تحول بنيادين ( راهكار 3-1 ) و سند برنامه درسي ملي ( حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم و عربي ) و نيز اهداف آموزش عمومي قرآن ( مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي ) مورد توجه قرار گرفته و لحاظ شده است. اكنون اين وظيفه حوزه مستقل تربيت و يادگيري قرآن كريم در سازمان پژوهش و برنامه ريزي است كه به تبيين اين اسناد و تبديل آن به نظريه هاي تربيت و يادگيري بپردازد.

 

ب- استقلال تعليم قرآن در سنت

اين آيات و آيات مشابه ديگر، مبناي تفكري سنت نبوي و سيره علوي در اين مسير، محسوب مي شوند. لذا طرح سوال دوم را مي توان بر اساس آن مطرح و پيگيري نمود :

-  تعريف آموزش قرآن در سنت پيامبراكرم صلي الله عليه وآله چيست؟

تعليم قرآن در مكتب پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله عبارت است از : خواندن آيات توسط معلّم و شنيدن و تكرار آنها توسط قرآن آموز تا جايي‌كه اين امر منجر به انتقال آيات قرآن از قلب معلّم به قلب متعلّم گردد و متعلّم قرآن نيز چونان معلّم خود، حامل آيات الهي گردد.4

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در تعريف « قرآن آموز » مي‌فرمايند : « مَن جَمِعَ القُرآنَ، فَكَاَنَّما اُدرِجَتُ النُّبوةَ بَينَ جَنبَيهِ اِلاَّنَّـهُ لايوحي اِلَيهِ » يعني « كسي كه قرآن را در قلب خود جمع كند، گويي نبوت در درون سينه او جاي گرفته است، با اين تفاوت كه به او وحي نمي‌شود. »5 و نيز مي‌فرمايند : « خَيرُكُم مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ وَ عَلَّمَهُ » يعني « بهترين شما كساني هستند كه به دنبال اين باشند كه قرآن را بياموزند و به ديگران آموزش دهند. »6 و هم چنين مي‌فرمايند : « خَيرُكُم مَن قَرَاَ القُرآنَ وَ أَقرَأهُ » يعني « بهترين شما كسي است كه قرآن را بخواند و آن را به ديگران « اقراء» كند. »7            

 

سير تطوّر آموزش قرآن در صدر اسلام

 استقلال حوزه يادگيري قرآن كريم در بررسي سير تطور آموزش قرآن كريم در صدر اسلام و دوران زندگي ائمه معصومين عليهم السلام از چنان شفافيتي برخوردار است كه نيازي به تبيين ندارد. چه « سيره اقوالي » و چه « سيره افعالي » حضرات معصومين عليهم السلام همه دال بر استقلال تعليم قرآن از ساير آموزش هاي ديني و اسلامي بوده است.

 

مراحل هفتگانه تعليم قرآن كريم، پس از بعثت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله

 تعليم قرآن كريم و تطوّر آن در دوران رسالت پيامبر صلي الله عليه و آله را مي توان در هفت مرحله به صورت خلاصه چنين بيان كرد :

مرحله اوّل : نقطه آغازين آموزش قرآن كريم را مي توان تعليم آيات قرآن به نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله ازسوي جبرئيل امين عليه السلام دانست؛ طليعه اين مرحله در آغاز نزول آيات شريف اوّل تا پنجم سوره علق است كه مي فرماييد: « اِقرَء بِاسمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ ... » خداوند در آيات اوّل تا چهارم سوره الرّحمن نيز به اين مسأله اشاره مي كند و خود را اوّل معلم قرآن معرفي مي نمايد و چنين مي فرمايد : « الرَّحمنُ، عَلَّمَ القُرآنَ ». طبق اقوال و آراء مفسرين، پيامبراكرم صلي الله عليه و آله پس از شنيدن آيات شريف از زبان جبرئيل عليه السلام، آن ها را به خاطر مي سپردند.

 

مرحله دوم : پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله پس از دريافت آيات شريفه قرآن از جبرئيل و حفظ آن، موظّف شدند تا آن آيات را به مسلمانان بياموزند. آيه 106 سوره اسراء به موضوع تعليم قرآن به مسلمين توسط پيامبر صلي الله عليه و آله اشاره دارد : « وَ قُرآنًا فَرَقناهُ لِتَقرَأَهُ عَلَي النّاسِ عَلي مُكثٍ وَ نَزَّلناهُ تَنزيلًا » ( و قرآني كه در يك جا قرار داشت، قسمت قسمت كرديم تا آن را با درنگ برمردم بخواني [ و لذا ] آن را به تدريج برتو نازل كرديم. )

از قرائن تاريخي به دست مي آيد كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله در اجراي اين وظيفه, به تناسب مخاطبان قرآن، از دو شيوه « اسماع » و« اِقراء » استفاده كرده اند :

الف- اِسماع قرآن : « اِسماع » در لغت به معناي « شنواندن» است و اين كار به همين معنا در قرآن به كار رفته است. (روم/ 52) مراد از اسماع، شنواندن قرآن به گوش مردم است كه معمولاً در مكه و نسبت به مشركان قريش، حاجيان و رهگذران صورت مي پذيرفت. طبق شواهد تاريخي، در سال هاي ابتداي رسالت، رسول خدا صلي الله عليه و آله در مسجد الحرام مي نشست و به تلاوت قرآن مي پرداخت و يا به نماز مي ايستاد و سوره هايي را قرائت مي كرد و به اين ترتيب آيات قرآن را به گوش رهگذران مي رساند. به عبارت ديگر، رسول خدا(ص) در قالب عبادات روزانه خود، رسالت تبليغي خويش را نيز دنبال مي كرد.

از آن جا كه استماع قرآن به تدريج موجب جذب مردم به قرآن مي شد، مشركان تصميم گرفتند، علاوه برخودداري از استماع قرآن (لقمان/7 )، مانع نمازخواني يا تلاوت قرآن رسول خدا شوند.

 ب- اِقراء قرآن : آن چه مشهور است اين است كه اساس و اسلوب تعليم قرآن توسط پيامبر صلي الله عليه و آله « اقراء » بوده است. در تبيين معناي اقراء و بيان كيفيت و شيوه آن گفته اند : « قرائت بر كسي »يا « تلاوت بر كسي » به معناي اقراء است، يعني اگر آيات الهي بركسي خوانده شود، به قصد اين كه او نيز آنها را بشنود و تكرار كند ، اين عمل « اقراء » ناميده مي‏شود .

در سال هاي ابتداي بعثت، رسول خدا(ص) در خانه ارقم بن ابي ارقم - واقع در كوه صفا- سكني گزيد. حضرت در همين مكان، نومسلمانان را به حضور مي طلبيد و به آنان قرآن را آموزش مي داد ( عسكري، 1-133 ) علاوه بر اين، مراكز ديگري نيز وجود داشت كه در آن مؤمنان دور از چشم مشركان به تعليم قرآن مي پرداختند و در واقع مطالبي را كه از رسول خدا صلي الله عليه و آله فرا مي گرفتند، به يكديگر آموزش مي دادند. ( ابن هشام، ج1ص366 ). آموزش قرآن نه تنها در مسجد پيامبر، بلکه در فرصت هاي مختلف از ميدان جنگ گرفته تا درون خانه ها مورد توجه قرار مي گرفت. در اين باره احاديث فراواني وجود دارد :

1-  از عثمان بن مظعون و عبدالله بن مسعود و ابي بن كعب روايت شده است كه : « رسول اكرم صلي الله عليه و آله آيات قرآن را ده آيه، ده آيه به آنان مي آموختند. »1 

2-  در تفسير نورالثّقلين آمده است كه حضرت علي(عليه السّلام) درباره روش قرآن آموختن خود نزد پيامبراكرم صلي الله عليه و آله مي فرمايد : « هيچ آيه‏اي نازل نمي‏شد مگر آن كه حضرت رسول صلي الله عليه و آله آن را بر من اقراء مي‏فرمود و مي‏خواند و من مي‏شنيدم و تكرار مي‏كردم و پس از آن، همان آيه يا آيات را بر من املاء مي‏فرمودند و من مي‏نوشتم. »3

 مرحله سوم : در اين مرحله عده اي از مسلمين آيات و سُوَر قرآن كريم را به عده ديگر تعليم مي دادند و به اقراء يكديگر مي پرداختند. در كتاب مَناهِلُ العِرفان آمده است: « پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله براي آموزش قرآن به كساني كه ازجامعه مسلمين دور بوده‏اند، كساني را مي‏فرستاد تا قرآن را به ايشان آموزش دهند، چنان كه مُصعَبِ بن عُمَير و اِبن اُم مَكتوم را، قبل ازهجرت به مدينه  و مَعاذِ بن جَبل را نيز پس ازهجرت براي آموزش قرآن به مكه فرستادند. » (غفاري،1385) از عِبادَه بن صامت نقل شده است كه : « هنگامي كه فردي به مدينه مهاجرت مي‏نمود و به جمع مسلمانان وارد مي‏شد، پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله او را به يكي از ما مي‏سپرد تا به وي قرآن را آموزش دهيم.4 »

 

 

 

 

 

مرحله چهارم : اين مرحله با پديد آمدن گروهي به ثمر رسيد كه تلاوت قرآن كريم و تدريس آيات و سُوَر آن به صورت اشتغالات عمده زندگي آنان درآمد؛ اينان به « قُرّاء » مرسوم بودند2. اين مرحله را بايد مرحله آغاز آموزش رسمي آموزش قرآن درجامعه اسلامي دانست؛ مرحله اي كه دور نمايي از گستره انتشار آموزش تعاليم قرآني و اسلامي را در اقصي نقاط عالم در پي داشت .

در كتاب « المغازيِ واقدي » چنين آمده است : « در ميان انصار، هفتاد مرد جوان ديده مي شدند كه موسوم به« قُرّاء » بودند و به هنگام در آمدن شب به ناحيه مدينه مي آمدند و به تعليم قرائت قرآن مي پرداختند و اقامه نماز مي كردند » 3.

مرحله پنجم: عده اي ازصحابه كه حافظ قرآن بودند، آموزش حفظ آن را بر عهده گرفتند و به اين كار قيام كردند. اينان عبارت بودند از : عليّ بن ابي طالب, اُبيِّ بن كَعب, عبدالله بن مسعود, زيد بن ثابت, عُوَيمِر بن زيد, ابو موسي اشعري, عثمان ابن عَفّان.

مرحله ششم: اعزام قاريان و حافظان قرآن كريم به بلاد اسلامي, دوره جديدي از آموزش قرآن به مسلمانان تلقي مي شود. از آن جمله مي توان به رفتن عبدالله بن مسعود (صحابي پيامبر) به شهر كوفه ياد كرد. او باعث شد كه مردم كوفه بعد از مدينه, در زمينه قرائت قرآن کريم, شهره شوند4.

مرحله هفتم: از اين زمان يعني نيمه دوم قرن اوّل هجري قمري, آموزش قرآن به عنوان يك ماده درسي در مساجد شهرهاي مختلف کشورهاي اسلامي استقرار يافت. 5

براي تکميل اين بحث شايسته است که به جايگاه آموزش قرآن به کودکان در مکتب پيامبراکرم صلي الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام نيز اشاره کنيم.

 

استقلال آموزش قرآن به کودکان در سنت نبوي و سيره علوي

1- آموزش قرآن از ديدگاه پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله

شيخ طبرسي در كتاب مجمع البيان از مَعاذ نقل مي كند، كه گفت: « شنيدم از رسول خدا (ص) كه مي فرمود: هيچ مردي نيست كه به فرزندش قرآن آموخته شود، مگر آن كه خداوند، روز قيامت پدر و مادر آن فرزند را به تاج فرشتگان مفتخرگرداند و دو زيور از زيورهاي بهشتي كه مردمان هرگز مثل آن را نديده اند بر اندام آنها بپوشاند. »1

از پيامبراكرم(ص) نقل شده است كه فرمود: « هنگامي كه معلّم به کودکي خطاب كند كه بگو بسم اللّه الرّحمن الرّحيم و کودک بگويد بسم اللّه الرّحمن الرّحيم، خداوند تعالي برائت از آتش جهنم را براي فرزند، پدر ومادر ومعلمش خواهد نوشت. »2

 

2- آموزش قرآن از ديدگاهامير المؤمنين امام علي عليه‏السلام

امام علي عليه ‏السلام در نامه تربيتي خود به فرزندش امام‏حسن مجتبيعليه‏السلام بعد از آن كه بر اهميت تربيت و تسريع در آن تأكيد مي‏کنند، نخستين اقدام خود را آموزش قرآن و معارف و احكام حلال وحرام آن بيان مي‏كند : « ... وَ اَن اِبـتَـدَئَـكَ بِـتَعـليـمِ كِـتابِ ‏اللّهِ » يعني « نخست تو را كتاب خدا بياموزم ... و ( در آغاز ) به چيزي غير از قرآن نپردازم. » 3

هم چنين در توصيه به فرزندش محمدبن حنيفه فرمود: « ... برتو باد به خواندن قرآن و عمل كردن به آنچه در آن است. خواندن قرآن را در شب و روز و هنگام تهجّد برخود لازم بدان چرا كه قرآن عهد نامه‏اي ‏است از سوي خداوند تبارك و تعالي به خلق خود، پس واجب است بر هر مسلماني كه درهر روز به عهد نامه خود بنگرد ولو پنجاه آيه باشد. 4 »

 

همچنين از اميرمؤمنان عليه السلام فرمودند : « حَقُّ الـوَلَـدِ عَـلَي الـوالِـدِ اَن يُـحَسِّنُ اَدَبُـهُ وَ يُـعَلِّـمَـهُ القُـرآن »، « حقِ فرزند بر پدر آن است كه فرزند را نيكو ادب كند و به او قرآن بياموزد.1 »

3- آموزش قرآن در سيره امام حسين عليه السلام

مردي به نام عبدالرحمن سلمي، سوره « حمد » را به فرزند امام حسين عليه السلام آموخت، وقتي كه آن فرزند سوره حمد را نزد امام حسين عليه السلام به خوبي خواند، امام هزار دينار و هزار حلّة گرانبها به آن معلم جايزه داد و دهانش را پر از جواهر ساخت. 3 وقتي خواستند دراين باره با آن حضرت بحث و گفت وگو كنند ، فرمود : بخشش من كجا مي‌تواند با عطاي او يعني آموزش قرآن برابري كند. » 4

4- حضرت زينب سلام الله عليها ، معلم قرآن

« يک سال پس از استقرار علي عليه السلام در شهرکوفه، زنان و دختران، به آن حضرت پيام فرستادند و گفتند : ما شنيده‏ايم که دختر شما « زينب » همانند مادرش فاطمه سلام الله عليها منبع سرشار دانش و داراي علوم و کمالات است. اگر اجازه دهيد از آن سرچشمه دانش بهره‏مند شويم. امام اجازه دادند تا زينب کبري سلام الله عليها، بانوان مسلمان کوفه را قرآن آموزش دهند. 5

روزي در يکي از جلساتي که حضرت زينب سلام الله عليها براي زنان کوفي قرآن مي‏گفت، امير مؤمنان عليه السلام وارد جلسه شدند. آن روز حضرت زينب عليها السلام آيه اوّل سوره مريم - « کهيعص‏ » - را آموزش مي داد و درباره آن سخن مي‏گفت. »  6

همانطور كه ملاحظه مي شود، تعليم كتاب الله در سنت و سيره قولي و فعلي پيامبر اكرم و خاندان طاهرينش همواره به صورت مستقل موضوعيت داشته است. سير تاريخي دوران اسلامي نيز نشان از وفاداري مسلمين به اين سنت و سيره را نشان مي دهد.

 

سير تطوّر آموزش قرآن در دوران اسلامي

 استقلال حوزه يادگيري قرآن كريم را با توجه به جايگاه مهم آموزش آن, در طول دوران اسلامي مي توان به وضوح مورد مطالعه قرار داد. اين دوران، داراي فراز و فرودهاي فراواني بوده است. اما رشد و تعالي و نيز جايگاه آن در حفظ اسلام اصيل و راستين بر كسي پوشيده نيست. برخي از شواهد اين موضوع را مي توان در الگوهاي آموزشي زير ملاحظه نمود :

1- مساجد : قديمي ترين و معتبرترين جايگاه تعليم قرآن كريم در مساجد بوده است. استقلال تعليم قرآن در مساجد از گذشته تا كنون بركسي پوشيده نيست.

2- مكتب خانه ها : پس از مساجد، مكتب خانه ها از قديمي ترين و معتبرترين جايگاه هاي مستقل آموزش قرآن كريم در كشورهاي اسلامي بوده اند.

3- جلسات قرآن هفتگي : جلسات سنتي و خانگي قرآن از گذشته تا كنون از اهميت ويژه اي برخوردار بوده و نقش اساسي در حفظ سنت نبوي و سيره علوي در حوزه يادگيري قرآن كريم را بر عهده داشته است.

4- خانواده :‌ خانواده هاي مسلمان مهم ترين نقش را در تربيت قرآني فرزندان خانواده بر عهده داشته اند. نقش الگويي ايشان را بايد از برجسته ترين ترين اين روش ها دانست.

5- نظام رسمي : نظام رسمي هم همواره به حوزه يادگيري قرآن به چشم مستقل نگريسته و براي آن، برنامه، محتوا، روش و  ... قائل بوده است.   

6- اسناد تحولي : كليه اسناد تحولي توجه ويژه به استقلال حوزه يادگيري قرآن كريم داشته و آن را مجزاي از آموزش احكام، اعتقادات و اخلاق اسلامي معرفي كرده اند.

 

 

راز استقلال حوزه يادگيري قرآن كريم

راز استقلال حوزه يادگيري قرآن كريم در كتاب و سنت و تاريخ اسلام را بايد در «  آيه 9 سوره حِجر » جست و جو كرد :

« اِنّا نَحـنُ نَزَّلـنَا الذِّكـرَ وَ اِنّا لَـهو لَحافِـظونَ »، « بدرستی که ما قرآن را نازل کرده ايم و بطور قطع از آن محافظت خواهيم کرد. »

-  منظور از « اِنّا لَـهُ لَـحافِـظونَ » چه كساني هستند؟

حفظ و صيانت از آيات الهی، حق نخست قرآن كريم بر امت اسلام است. طبق آيه شريفه بي شك اراده و قدرت الهي ضامن حفظ قرآن كريم از حذف و تحريف است. چرا كه خداوند متعال از مصونيت قرآن از هر گونه تحريفي خبر داده و حفاظت از آن را خود بر عهده گرفته است. ( چه تحريف لفظي و چه تحريف معنوي ) اما اينكه اراده الهي به چه شكلي بروز و ظهور مي يابد قطعاً به اراده و خواست مسلمانان در حفظ و صيانت از قرآن كريم هم بستگي دارد. امام صادق عليه السلام : « اَبَي اللهُ اَن يُجـرِيَ الاَشـياءَ اِلاّ بِـاَسبابٍ، فَـجَـعَـلَ لِـكُلِّ شَيءٍ سَـبَـبا ... »، « خداوند ابا دارد از اين كه چيزها ( امور ) را جز از طريق اسباب فراهم آورد. از اين رو ، براى هر چيزى ، سببى قرار داده ... » [الكافي : 1/183/7.]

نمونه هاي متعددي از حساسيت ويژه مسلمانان در طول تاريخ نسبت به حفاظت از هرگونه تغيير در قرآن کريم وجود دارد، به گونه‌اي که حتي نسبت به حذف يک « واو » از قرآن کريم، شديدترين عکس العمل‌ها را نشان مي‌دادند و شمشير را از نيام بيرون مي‌کشيدند. اين حساسيت، با توجه به دستورات قرآن كريم و توصيه‌هاي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله منجر به اهتمام مسلمانان نسبت به اين حوزه از يادگيري قرآن و انس هر چه بيشتر ايشان با تلاوت، حفظ و کتابت قرآن کريم شده و نيز تقدس و احترام ويژه‌اي براي قرآن کريم به دنبال داشته است.

 

نتيجه بحث :

1-    « قرآن »، « سنت »، « اجماع» و « عقل » ( ادلّه اربعه ) منابع ديني و مباني تفكري مكتب اسلام و مذهب تشيع است. از اين رو با توجه به حساسيت موضوع تعليم قرآن كريم در جامعه اسلامي، از متوليان نظام تعليم و تربيت کشور انتظار مي رود تا در تصميم سازي ها و تصميم گيري ها، علاوه بر اين که دو بخش « قرآن » و « سنت » و نيز پيشينه تاريخي اين موضوع در جهان اسلام را مورد دقت و توجه قرار دهند؛ در اين موقعيت سرنوشت ساز، با حفظ استقلال جايگاه تعليم قرآن کريم ( به عنوان اصيل ترين برنامه و شيوه تعليم و تعلم در جهان اسلام ) مصالح مکتب اسلام و قرآن و کشور را دستخوش تغييرات شتابزده و سطحی نگرانه نکنند. هر چند در دو بخش « عقل » و « اجماع » نيز دلالت هاي بسيار قوي براي حفظ استقلال حوزه يادگيري قرآن كريم وجود دارد. ( كه در مقالات بعدي مورد توجه قرار خواهد گرفت. )

2-    اسلام، تنها ديني است كه معجزه اش « كتاب » ( قرآن ) و اولين دستورش « بخوان » ( اقرأ ) است. و قرآن كريم تنها معجزه به جاي مانده از 124 هزار پيامبر الهي است كه به واسطه آن، ارسال رُسل و انزال كتب، ختم شد. كتابي كه پيامبر خاتم صلّي الله عليه و آله در عظمت آن فرمودند : « فَضـلُ الـقُرآنِ عَـلي سـائِـرِ الـكَـلامِ، كَـفَضـلِ اللهِ عَـلي خَلـقِـهِ » « برتری قرآن كريم بر ساير سخنان، مانند برتری خداوند است بر بندگانش » ( اصول كافي، ج ۱، ص ۶۳ ) لذا بايد اين موقعيت و برتری را حفظ کرد و آن را افزايش داد.

اما مطالعه سير تطور آموزش قرآن کريم در ايران، نشان از وجود شكاف فرهنگي جامعه و فاصله تدريجي از سنت اصيل تعليم قرآن كريم دارد. خطر غربزدگي، تنها در انتخاب پوشش غربي و يا رفاه زدگي و تجمل گرايي نيست. بلكه خطرناك ترين شكل غربزدگي در « التقاط فرهنگي » است. از اصلي ترين دلايل بي سوادي قرآني جامعه، دوري از اسلام اصيل و حركت تدريجي به سمت اسلام ليبراليستي است كه محور آن « انسان مداري » به جاي « توحيد محوري » است. فقدان سرمايه گذاري لازم در زمينه انس و ارتباط مستمر و مستقيم آحاد مردم جامعه با قرآن كريم، به عنوان محوری ترين اصل در تعليم قرآن و در مقابل شکاف تدريجي از مباني و مبادي شيوه هاي اصيل آموزش قرآن به نام الگوهاي نوين آموزش، از مهمترين دلايل و عوامل مهجوريت قرآن در ايران است. حاصل چنين تفكري، به سطحي نگري و ساده انديشي در اين حوزه از تربيت و يادگيري منجر شده است.

 

از اين رو حفظ استقلال حوزه يادگيري قرآن كريم، در ميان 11 حوزه تربيت و يادگيري در سازمان پژوهش، نه تنها طبق قوانين و ضوابط، ضروري است، بلكه منطق عقلی و مصالح اسلامی ايجاب می کند که استقلال حوزه يادگيری قرآن كريم محترم شمرده شود. اين موضوع از چند جنبه حائز اهميت است :

اولاً - در حفظ هويت « حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم » به عنوان يكي از حوزه هاي 11 گانه مصوب شوراي عالي آموزش و پرورش در سازمان پژوهش و برنامه ريزي به عنوان تجلي گاه مباني نظري و مبادي عملي تعليم و تربيت اسلامي نقش ايفا نمايد.

چرا كه بزرگ ترين ضعف آموزش قرآن در كشور را بايد در نپرداختن به مباني و مبادي تعليم قرآن كريم دانست؛ رسالت ذاتي و حقيقي سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي نيز پرداختن به همين مطلب است که تحقق آن، در لواي حفظ استقلال « حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم » امکان پذير خواهد بود.

و بالعکس، ادغام اين حوزه با هر حوزه ديگري، باعث « حضور خنثي آموزش قرآن كريم در سازمان پژوهش » و بالتبع آن در نظام تعليم و تربيت فردا و فرداهای کشور خواهد شد. تنها حوزه اي كه بر خلاف كليه اسناد تحولي، در آستانه حذف و انحلال قرار دارد.

ثانياً- مديراني كه طبق قانون برنامه ششم توسعه بايد مجري تمام قد سند تحول بنيادين باشند، بايد براي هر تغييري در اسناد تحولي « پيوست پژوهشي » ارائه نمايند. از شوراي عالي آموزش و پرورش انتظار مي رود به وظيفه خود در قبال نظارت برحسن اجراي سند تحول بنيادين و زيرنظام هاي مربوطه نظارت دقيق داشته باشد؛ و الا بايد به جای تحول بنيادين، شاهد تحول بنيانکن در نظام تعليم و تربيت اسلامی باشيم.

ثالثاً- صيانت از اين سنت اصيل، با حفظ استقلال حوزه يادگيري قرآن كريم، ( طبق سند برنامه درسي ملي ) مي تواند به عنوان يكي از مهم ترين سنگرهاي مقابله با هجمه هاي فرهنگي غرب به شمار آيد. فرهنگ ويرانگر غربي در شكل هاي مختلف از جمله در قالب مكاتب تربيتي جديد، در صدد استحاله و تخريب اين سنت هاي اصيل و اسلامي است. لذا نبايد اجازه داد كه اين حوزه از تعليم و تربيت كه مي تواند الهام بخش ساير حوزه هاي تربيتي در اصلاح الگوهاي تربيتي و يادگيري باشد، دستخوش تخريب و انحلال شود.

اين كه پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله فرمودند : « فَـاِذَا الـتَـبَـسَت عَـلَيـكُـمُ الـفِـتَـن، كَـقِـطَـعِ اللَـيـلِ الـمُظـلِم, فَـعَـلَيـكُم بِالـقُرآنِ »، « هنگامي که فتنه‌هاي زمانه، مانند پاره هاي شب تار، شما را در برگرفت، بر شما باد که به قرآن کريم مراجعه و از آن کمک بگيريد. ». ( الكافي (ط - الإسلامية)، ج 2، ص: 599) از جهتي تأكيدي است بر توجه به همين هشدار مهم. زنگ خطر حذف آموزش قرآن كريم، در آموزش و پرورش، سالهاست كه به گوش مي رسد. مديران دلسوز و با بصيرت و انقلابي به ويژه اعضاي محترم شوراي عالي آموزش و پرورش، بايد مراقب باشند كه اصيل ترين حوزه تربيت و يادگيري در تعليم و تربيت اسلامي ( آموزش قرآن كريم ) دستخوش افراط و تفريط نشود.

 

درخواست :

با توجه به مقاله « استقلال تعليم قرآن در كتاب و سنت » ( مقاله اول )؛ از سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي انتظار مي رود در بازآرايي تشكيلاتي سازمان و تصميم هاي مديريتي، عنايت لازم را به اين درخواست مبذول فرمايد :

 

« استقلالِ حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم و عربي ( طبق سند برنامه درسي ملي ) به رسميت شناخته شود. »

 

اميد است با وجود اسناد ملي متعدد و تصريح قوانين مصوب، فصل الخطاب عمل به سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري و اسناد تحولي باشد. در اين صورت است كه منويات مقام معظم رهبري در تحقق سند تحول بنيادين، امكان پذير خواهد بود. ان شاء االله

 

« وَ ما تَوفيـقي اِلّا بِاللهِ ، عَـلَيـهِ تَـوَكَّلـتُ وَ اِلَيـهِ اُنيـبُ »

 

رضا نباتي  /  مؤلف كتاب هاي درسي قرآن

كارشناس قرآن سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي 

دانشجوي دكتراي فلسفه تعليم و تربيت  

 



1 – سوره مزمل /20

2 – سوره بقره /121

3 – سوره محمد / 24

4 – سوره حشر /21

1 – سوره حديد/ 16

2 – سوره بقره /44

3 سوره جمعه / 2  

4 - گزارش نهايي طرح پژوهشي آموزش زبان قرآن.  بخش دوم، فصل سوم

5 - اصول كافي، ج 2، كتاب القرآن      

6 - همان، خ 2351

7 - همان، خ 2354 7

1 – البيان في تفسير القرآن، آيه الله خويي ، ص38 ، به نقل از تاريخ قرائات قرآن ، ص 24

3 - همان مأخذ و همان صفحه

4 – البيان في تفسير القرآن، آيه الله خويي ، ص38 ، به نقل از تاريخ قرائات قرآن ، ص 26

2 – حجتي كرماني، سيد محمد باقر ، تاريخ قرائات قرآن ، ص 27

3 – همان مأخذ ، ص 28

4 – حجتي كرماني، سيد محمد باقر ، تاريخ قرائات قرآن ، ص 31

5 – همان مأخذ و صفحه 32

1 - وسايل. ج‏4، ابواب قرائت قرآن، ح 323

2 - همان، ح328

3 -  نهج البلاغه ، نامه 31 

4 – راجي قمي، محمد،پندهاي پدران به فرزندان، ص162 و 163.

1 - نهج البلاغه، حكم 399؛ ميزان الحكمة، ج‏8، ص.

3 - بحار الانوار، ج 44، ص 191، علامه مجلسي، بيروت، 1403 ق

4 - مناقب ابن شهرآشوب، ج4، ص66

5 - رياحين الشريعه، ج‏3، ص‏57 .

6 - خصائص الزينبيه، ص‏27 .

 
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: